در حال بارگذاری ...
  • در پنل سوم چهارمین همایش برگزیدگان استانی مطرح شد

    گفت‌وگوی نسل‌ها ضرورت انکارناپذیر تئاتر کشور است

    ایران تئاتر:نشست «گفت و گوی نسل ها» از مجموعه نشست های چهارمین همایش برگزیدگان استانی سی و هشتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر بعد از ظهر شنبه ۷ دی ماه ۱۳۹۸ در تالار اجتماعات هتل باباطاهر تهران برگزار شد.

    به گزارش ایران تئاتر، در این نشست که با مدیریت محسن حسن زاده برگزار شد، مهدی لزیری پیشکسوت تئاتر تبریز، ناصر ایزدفر فعال باسابقه هنرهای نمایشی شهر قزوین و رضا گشتاسب نمایشنامه نویس وکارگردان شناخته شده کهگیلویه و بویراحمد به گفتگو و تبادل نظر در خصوص موضوع این نشست پرداختند.

    محسن حسن زاده مدیر روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی در آغاز این نشست گفت: نسل های مختلف در جای جای ایران عزیز توانسته اند در دوره ای از تاریخ  فعالیت  هنری تئاتری خود را شروع کنند و بعد از گذشت مدتی در طول سالیان در موقعیت جغرافیائی خود صاحب تجربه، جایگاه و کسوتی شوند و حرف خود را در قالب فعالیت هنری به منصه ظهور و دیدگاه تماشاگر بسپارند و در این بازه زمانی صاحب موقعیتی شوند و گفتمان خود را ارائه دهند.  این اتفاق به شکل جدی و مهم به شکلی که بتوان نگاه وکنکاشی تاریخی به آن داشت از دهه 40  با شکل گیری و جدیت تئاتر اجتماعی در ایران عمومیت پیدا کرد و تا به امروز متناوب با فعالیتی که به نوعی در مرکز اتفاق می افتد، جریان هایی هم در کنار آن توانسته اند به تئاتر ایران در شهرهای مختلف هویت ببخشند و سویه و جهتی مشخص را به فرهنگ تئاتر ایران بدهند.

     مهدی لزیری در ادامه این  نشست در ارتباط با شرایط اجتماعی و سیاسی سال های آغازین حضور خود در عرصه تئاتر گفت: تبریز به علت سبقه تاریخی اش در تئاتر که سابقه دیرینی است و اگر بخواهم بطور دقیق به آن اشاره کنم به سال های 1877 باز می گردد. در واقع فعالیت های تئاتری در تبریز حتی پیش تر از پایتخت شروع می شود که یکی از دلایل عمده آن نزدیکی به عثمانی و روسیه است. من در دبستان و با دیدن یک نمایش به تئاتر علاقه مند شدم. دستانی که من در ان تحصیل می کردم یعنی دبستان جامی از ندارس ملی بود و به چنین فعالیت هایی علاقه مند بودند. ما در اوایل دوره دبیرستان یک دوره پیشاهنگی داشتیم که سبب شد تا ما بیشتر به تئاتر پرداختیم و گروه تشکیل دادیم و در شهرهای مختلف اجرا داشتیم.    

    ناصر ایزدفر دیگر هنرمند پیشکسوت حاضر در این نشست نیز در ادامه بیان کرد: قزوین با توجه به موقعیت خاصی جغرافیائی که غرب و شمال کشور را به یکدیگر متصل می کند حائز اهمیت است و شاید چهارمین شهری باشد که بعد از تبریز، تهران و گیلان در دوره مشروطه به فعالیت های تئاتری می پردازد. انجمن پرورش در آن سال ها فعالیت هایی را در حوزه تئاتر این شهر شکل می دهد و نمایش هایی را اجرا می کند. با توجه به حضور اقلیت ارامنه حتی اولین کلاس های رقص باله پیش از تهران در این شهر شکل می گیرد. من در سال های دبیرستان بود که اولین گروه تئاتری را تشکیل دادیم و یکی از نمایش هایی که کار کرده بودیم اثری از غلامحسین ساعدی بود. در سال 1354 بود که وارد یک گروه حرفه ای به نام «گروه تئاتر پیمان» شدم. اولین نمایشی که با این گروه کار کردم نمایشنامه «استثناء و قاعده» برشت بود. سال 55 نمایشنامه «صیادان» اکبر رادی و سال 56 «معدنچیان» جو کوری و سال 57 « در مه بخوان» اکبر رادی را کار کردیم. شما اگر این چهار نمایش را به لحاظ درونمایه و خط فکری دنبال کنید می بینید که وجه اجتماعی و سیاسی پررنگی را می شود در همه این آثار مشاهده کرد.

    رضا گشتاسب نمایشنامه نویس شناخته شده نسل جوان نیز در ارتباط با آغاز فعالیت هایش در عرصه تئاتر گفت: استان کهگیلویه و بویر احمد پیشینه تاریخی زیادی به عنوان یک استان ندارد و شاید تنها چیزی نزدیک به پنج دهه است که فعلیت استانی اش به وجود آمده است. تئاتر این استان هم با ورود هنرمندانی از استان های دیگر همچون مرحوم افشاریان از استان فارس و سید اشرف طباطبایی شکل رسمی پیدا کرده است. تئاتری که نسل من در آن کار کرد و متشکل از هنرمندانی چون علی نرگس نژاد بود که چند سال پیش از من فعالیتش را آغاز کرده بود، تئاتری بود که ما از روی دست همدیگر یاد گرفتیم و نه از کلاس ها و آکادمی ها. ما از اجرای نمایش ها یاد گرفتیم که چطور باید تئاتر کار کنیم و از داشته ها و آموخته هایی که دیگران از بیرون با خودآورده بودند، کم کم تئاتر را آموختیم و مثل دو امدادی هر یک تا جایی آمدیم و بعد فرمان را به نفر بعدی سپردیم. تئاتر خود به خود به وجود نمی آید و  قطعاً به واسطه اتفاقات تاریخی هر دوره و مناسبات اجتماعی تئاتر برآمده از زیست بومی است که در آن اتفاق می افتد. ما ادبیات مهاجرت داریم و دوستان زیادی را دیه ام که وقتی از زیست بوم خود جدا شدند و به جایی دیگر رفتند کمتر موفق دیدم؛ طوری که یا تولیداتشان تکرار آثار گذشته بود و یا اصلاً تولیدی انجام ندادند.

    مهدی لزیری نیز در ادامه گفت: آقای گشتاسب به نکته جالبی اشاره کردند که از روی دست همدیگر تئاتر را یاد گرفتند. باید بگویم این مسئله در مورد نسل ما هم صادق است و نسل ما هم از کلاس و اموزش های جدی تئاتر بی بهره بود. اما حالا اغلب هنرمندان جوان فارغ التحصیلان تئاتر هستند و حتماً لازم است کارها را بهتر پیش ببرند. اما ایراد اینجاست که این نسل وقتی تحصیلاتش را به پایان می برد گمان می کند دیگر همه چیز را یاد گرفته و کار تمام شده است. اما اینطور نیست. وقتی تاریخ تئاتر را مطالعه می کنیم متوجه می شویم آن اخلاقیات و تعهد نسل های پیش بود که سبب شد گنجینه ای از تجربه های تئاتری به دست نسل های بعد برسد.

    ناصر ایزد فر نیز در بخش بعدی این نشست بیان کرد: طبیعی است که مناسبات تئاتر ما در هر دوره ای متاثر از فرهنگ و روابط اجتماعی ما خواهد بود. وقتی به جامعه مان نگاه می کنیم جامعه ما چقدر گفتگو محور است؟ بحث گفتگو را نمی توانیم خارج از مسائل اجتماعی بدانیم؛ هر چند تفاوت نسل ها هم امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است؛ چرا که جهان مدام در حال تغییر و تحول است. این مسئله تا اندازه ای به سنت های ما باز می گردد که همیشه تک محوری بوده و بیشتر به این سمت می رفته که یک نفر حرف آخر را بزند و هر کس هم فکر می کند که حقیقت مطلقاً پیش اوست. وقتی می گوییم این است و لا غیر، در نتیجه در گفتگو در سطح کلان بسته می شود و در سطح ارتباط هنرمندان هم منجر به این می شود که دیالوگ و گفتگو برقرار نمی شود، هر کسی برای خودش کار می کند و انتقال تجربه شکل نمی گیرد و از تجربه های هم درس نمی گیریم.

    رضا گشتاسب نیز در ادامه در خصوص برقراری دیالوگ میان نسل های مختلف هنرمندان تئاتر در ایران گفت: دوست ندارم آن قضاوتی را که در بدو ورود من و هم نسلانم نسبت به پیش کسوتان داشتند و این انقلاع و بریدگی گفتگو برایشان اتفاق افتاد، من هم بخواهم دامن به این وضعیت بزنم. در این ارتباط در سال هایی که در تئاتر بوده ام می بینم که در بخش هایی من بوده ام که اشتباه کرده ام و الان نباید این اشتباه را دامن بزنم. اما می بینم که موقعیت از جایی دیگرگونه می شود که این گفتگو شکل نمی گرفت. در تئاتر بسیار نیاز داریم که این اتفاق بیفتد؛ چرا که تئاتر ساحت دموکراسی است.

    گفتنی است؛ بخشی از این نشست به پرسش و پاسخ میان سخنرانان و حاضرین اختصاص داشت که طی آن ها پیرامون مسائل مختلفی چون جشنواره زدگی در  فضای تئاتر کشور و لزوم اصلاحات ساختاری، همچنین پیش بینی جایگزین هایی در رخدادهای هنری تبادل نظر صورت گرفت.




    نظرات کاربران