در حال بارگذاری ...
  • موقعیت تراژدی از دیدگاه هگل در داستان رستم وسهراب

    موقعیت تراژیک

    تئاتر کهگیلویه و بویراحمد- عباسعلی روشنک کارشناس ارشد تئاتر: متن حاضر مقاله ای با عنوان موقعیت تراژدی از دیدگاه هگل در داستان رستم وسهراب است که در کتاب های تراژدی رستم و سهراب دکتر منصور رستگارفسایی، فلسفه ی هگل دکتر جمید عنایت و ارطو و فن شعر دکتر عبدالحسین زرین کوب برگرفته شده است.

    موقعیت تراژدی از دیدگاه هگل در داستان رستم وسهراب

    موقعیت تراژیک:

    این اصطلاح از دو واژه ی :

    ۱.tragic،به معنای غم انگیز،مصیبت باره،مربوط به تراژدی،دارای عناصر غم انگیز،از این رو ستtragical،tragical  actor،کلمه ای که به اشکال نمایشی در قرن نوزده اطلاق می شد

    ۲.situation،به معنای موقعیت ،عبارت کوتاه برای موقعیت دراماتیک می باشد.در ادبیات دراماتیک این واژه دارای مشتقات زیر نیز می باشد،

    1-playsituationنمایش موقعیت ،نمایشی که در آن حوادث بیش از شخصیت یا موقعیت اهمیت داشته باشد.

    2-play of situationنمایش موقعیت .نمایشی که در آن موقعیت بیش از شخصیت یا موقعیت احساس عاطفی برجستگی ودر خشش داشته باشد.

    3-lnitilsitutionموقعیت نمایشی در آغاز هر اثر نمایشی

    داستان از چه لحظه ای آغاز می شود؟

    موقعیت نمایشی مطرح شده در این داستان چیست؟

    این موقعیت چگونه به وضعیتی تراژیک تبدیل می گردد؟و....

    اینها می تواند پرسشهایی باشد که هنگام بررسی بر اساس دیدگاه هگل به آن رسید.

    ارسطو در تجزیه وتحلیل فنون تراژدی کردار وفعل را منحصر به سه حالت کرده است.نخست آنکه قهرمان داستان بدانچه می کند عالم است ودانا،دوم آنکه ندانسته به عمل تلافی دست می زندو بعداز وقوع فعل رابطه خویشاوندی را در می یابد.سوم آنکه پیش از انجام فعل ،قهرمان به خطای خویش پی می برد.فردوسی در این اثر حالت چهارم را که آمیزه ای است از حالت اول"دانایی به فرجام فعل"وحالت دوم"نا آگاهی بدان"ابداع نموده است.مبین حالت اول گفتگوهایی است که در ضمن آن رستم آشکارا به شباهتهای جسمی واخلاقی سهراب با خاندان سام نریمان اشاره می کند.

    در تراژدیها همیشه قسمتی وجود داردکه عقده یا گره داستان در آن بسته می شودو قسمتی دیگر که گره در آن گشوده می گردد.برخی از خالقان آثار تراژیک،این گره جدا از مضمون اصلی نمایشنامه قرار می دهند وبر خی دیگر چون حکیم طوس در تراژدی "رستم وسهراب" این گره را در متن داس…

     این درام بایک اصطلاحا" pointofattack" لحظه در درام یا داستان که عمل اصلی آغاز می شود شروع می گردد.

    تز هگلی، در غالب اندیشه ها افراسیاب، ارائه می گردد. ممنوعیت شناسایی پدر به دنبال پسر، این جامعه برای رسیدن به وضعیت دلخواه ،بنا بر ضرورت و طبیعتی که داردبه ناچار در صددشناخت عناصر متعارض بر می آید،ایجاد چالش درون خود ،یعنی ضرورت حرکت تاریخی .تضاد بخشی از خودش می باشد که گویی بیگانه می نماید‌.

    آنتی تز، توسط سهراب وارد می شود، در حقیقت عمل سهراب حرکت اولیه واصلی درام است .دفاع از اصالت خانوادگی که در آن حضور متافیزیک اشخاص قابل لمس است. او نیز انسان باشعوری است که آگاهانه بر اساس خود آگاهی متمرکزش دست به عمل می زند.این جنبه به او یا دآوری می کندکه نمی توانداز وظیفه جمعی خود عدول کند.او می داند که سرنوشتش چیست.راه پر خطر در برابرش آشکار است.او آگاهانه انتخاب می کند،زیرا انتخاب نکردنش نیز گونه ای انتخاب به حساب می آید.

     دو انسان ،در دفاع از حقوق جمعی در برابر یک امر مشخص ،رودر روی یکدیگر قرار می گیرند ،بلافاصله هر دو در مرکز کانون توجهات سلسله مراتبی نظام ساختار کیهانی قرار می گیرند.رستم وسهراب در جهان خارج با جهان ودنیای خود ،در تضاد هستند.آگاهی هر دو بر این وضعیت یعنی راهیابی آنها به کنه وذات هستی،این ذات رنج است."این خود آگاهی گناه خویش را دز قبال تمامی جوانب عمل می پذیرد"

    هگل ازاین به عنوان "رنج تراژیک حقیقی"نام می برد.رنج تراژیک زمینه ساز شناخت هر دو از جهان خارج ،این رنج قبول مسئولیت جمعی است .در این نظام یعنی رنج تراژیک فرد در می یابد که راه رسیدن به تعادل ،عملی بر مبنای کنش جمعی وقومی رنج آور است .که هگل آن را "مسئولیت تراژیک " می نامد.

    در این موقعیت حضور تز ،آنتی تز ،مسئولیت بر خورد ،شرط لازم است .در این اوضاع انسان باید دست به عمل بزند زیرا انسان در ارتباط با آن معنی پیدا می کند ،این موقعیت تراژیک است.




    نظرات کاربران